نمی دونم با چشم های بسته راه رفتن برای بقیه چه حسی می تونه داشته باشه . ولی من دیگه عادت کردم.
تا یه وقت نگاهم به نگاه کسی خیره نشه و اونم فقط برای اذیت کردن و شاید یه کم هم تفریح به من خیره بشه
و اون ...
و من ...
و آخرش هم تنها چیزی که باقی بمونه یه قلب شکسته شده از من باشه ...
درسته ... عشق من یه کم خنده داره ....
نظرات شما عزیزان:
امیر 
ساعت14:33---16 آذر 1391
مطالبی که گذاشتی خیلی عالین خسته نباشی
|